رحم الله عمی العباس 4
اين كه شعرم تراست و نوشين است
اثر گريههاي دوشين است
گريه آبي بر آتش غمهاست
گريه بر درد و داغ تسكين است
گريه آئينه صفاي درون
گريه آرام رنج ديرين است
خون چكد از گلاب گريه من
چكنم روزگار گلچين است
مي رسد چشم زخم بر چشمي
كه بصيرست و عاقبت بين است
يا ابوالفضل،اي كه در تو نهان
سرّ طاها و رمز ياسين است
حكمفرما، ولايت پدرت
بخدا در محيط تكيون است
شعرم از داغ تو ملال انگيز
طبعم از غصه تو غمگين است
سپر سينه ات شكست چرا
آخر اين سينه طور سينين است
بر لب آب تشنه جان دادن
راه و رسم برادري اين است
عزم و رأي تو در خور تمجيد
همت تو سزاي تحسين است
خون پاكت بروي خاك نوشت
مرگ با افتخار شيرين است
تا ابد هست زنده و جاويد
چون تو هر كس كه كشته دين است
من كه چون شمع در مصائب تو
بسترم خاك و خشت بالين است
چه بگويم كه گفت خير الناس
رحم الله عمّي العباس
شفق
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۱ ساعت 11:59 توسط خادم العباس
|
چه بگویم که گفته خیر الناس